واقعاً شرایط کلافهکنندهای است؛ وقتی حتی خستگی مفرط هم حریف ذهن فعال و بیدار من نمیشود، آدم احساس درماندگی میکند.
انگار بدنم خسته است اما ذهنم همچنان برای «فریميار» میدود و دستبردار نیست. گاهی وقتی یک پروژه بزرگ در سر دارم، هیجان و دغدغههایش اجازه نمیدهد سیستم عصبیام به حالت استراحت برود.
میدانم که مقاومت در برابر استراحت چقدر سخت است، اما باید به خودم قول بدهم که سلامتیام جایگزینی ندارد. فریميار فردا هم هست…
« ایدهها و لحظههات رو نپیچون؛ چون ناراحت میشن و میرن تو سرِ یکی دیگه… »
فرصتها منتظر نمیمونن. وقتی یه ایده به ذهنت میزنه، یعنی اون ایده تو رو انتخاب کرده؛ پس قدرش رو بدون قبل از اینکه جای دیگهای جوونه بزنه.
رفیق، وقتی مغزت داره آفلاین میشه، پافشاری نکن!
داری خطا میری…
برو بخواب، فردا بیدارش کن.
سرت رو بکش بیرون…
خیلی بوی بدی گرفت!
بکنش تو زندگی خودت.